کد خبر: ۲۸۷۲۷
سه شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۶:۳۶
تعداد بازدید:9124
صفحه نخست » فرهنگ

نقش تمدن و آئین ایرانیان بر دیگر ادیان جهان

بنا بر نوشته بسیاری از پژوهشگران دینی و تاریخی ، اولین پایگاه یکتا پرستی نزد ایرانیان عهد کهن پدیدار شده است .

به گزارش شهروندالبرز ، پدید آورنده زمین و آسمانها ، و نظم دهنده کائنات ، و شب و روز ، پس از اینکه اراده فرمودند و انسان را در کره خاکی خلق نمودند ، او را آزاد و خالق سرنوشت خویش کردند . ذره ذره تکامل آدمی این موجود برتر خالق هستی بر حسب اندیشه ، و زمان خود پیشرفت نمود . تا امکانات زیست خود را با شیبی ملایم طی کند . اما این انسان ، همواره از ابتداء پیدایش خود نیازمند و محتاج امدادهای غیبی و نیروهای ماوراءالطبیعه ، در مقابله با دشواریها و عوامل خشن طبیعت بوده ، که رفع این معضلات از عهده خودش بر نمی آمده . و اینطور نبوده که هستی بخش عالم در برابر خلق این موجود برتر خود بر او امر فرموده باشند ، که از ابتدا بایستی مرا پرستش و از من اطاعت نمایی . این انتخاب را بجهت نهادن بذر مرام آزادگی و تفکر ، از ازل پیدایش در وجود بشر کاشته و بعهده خود او می گذارد ، که اندیشه کند ، جستجو نماید که چرا و چگونه پا به عرصه وجود این جهان گذاشته ، هدف چه بوده ، و خالق کیست .

« برای شما بینش آمده است ، هر کس آنرا دید به رستگاری رسید و هر کس کور ماند در خسران خواهد ماند من نگهبان شما نیستم ( و شما را بر قبول ایمان مجبور نمی کنم ) ( انعام – 104 ) »

اگر چه زمان بُرد ، اما تفکر انسان سرانجام نتیجه می دهد و خالق خود را در طول زمان و بر حسب رشد فکری می یابد و سر تعظیم در مقابل هستی بخش خویش فرود می آورد . به جهت همین اندیشه ناب و عالی انسان است که خداوند به خلقت او افتخار می کند .

« هنگامیکه کار ( انسان ) بپایان رساندم ، و در او از روح خود دمیدم ( یک روح شایسته و بزرگ ) همگی برای او سجده کنید ( حجر – 29 ) »

سپس

همه فرشتگان بی استثنا سجده کردند ( حجر – 30 )

این چنین است مقام انسان نزد خالقش .

اما بنا بر نوشته بسیاری از پژوهشگران دینی و تاریخی ، اولین پایگاه یکتا پرستی نزد ایرانیان عهد کهن پدیدار شده . و یکباره به این مهم دست نیافته اند ، و برای هر پدیده ای از عوامل طبیعی و همچنین عوامل خیر و شر ، ابتدا سمبل یا الهه ای نام گذاری نموده . و در برهه ای از زمان  چند گانه پرستی هم داشته اند . اما هرگز و در هیچ زمانی شیئی ، که بدست خود و یا در طبیعت وجود داشته باشد پرستشی نکرده اند . از جمله کیش ایرانیان عهد کهن مهر ( میترا ) پرستی بوده ، که روشنایی ، دادگستری ، وفا به عهد و پیمان ، دوستی ، باروری ، خیر و شر و پیروزی را شامل میشده . این آئین در آن زمان به شرق و غرب عالم نفوذ می کند . زیرا دارای گفتمانی آسمانی بوده و روشی بهتر از ادیان ساخته شده بدست بشر آنروز ارائه می کرده .

به لطف باریتعالی توسط انسانی اندیشمند و پیامبری متفکر بنام زرتشت ، آئین جدید و کامل تری به ایرانیان عهد خود ، ارائه می شود . که خالق را طوری دیگر و کاملتر از آئین گذشته معرفی می کند . فلسفه این باور ، ضد شر و بدی بوده ، و برخورد آشتی ناپذیری با زشتیها از هر نوع آن داشته و خدای این دین اهورا مزدا ( هستی بخش بزرگ و دانا ) به هیچ رو ، با اهریمن و آنچه شر نامیده می شود سر سازش ندارد .

در باور ایرانیان کهن ، جهان کامل نیست بلکه رو به کمال می رود ، و ما که خود را برگزیده آفریدگار می دانیم ، باید نهایت کوشش را از طریق بینش در بکمال رساندن جهان بکار ببندیم .

« و اینکه برای انسان بهره ای جز سعی و کوشش او نیست ( نجم – 39 ) »

اما در خیلی از نقاط دیگر جهان آنروز انسانهایی زندگی میکرده اند که فقط فکر و اندیشه آنها ظلم ، ستم ، تجارت ، زاد و ولد و ناسپاسی از داشته های طبیعت بوده . و به همین جهت ناشُکری و انجام دیگر عوامل شیطانی است ، که در کتب آسمانی بخصوص در قرآن مجید بارها خشم پروردگار بر اقوام بی اندیشه آمده . مانند اقوام نوح ، عاد ، هود و فرعونهای طول تاریخ

( چه بسیار شهرها و آبادی ها که اهل آن از فرمان خدا و رسولانش سرپیچی کردند و ما بشدت به حسابشان رسیدیم و به مجازات کم نظیری گرفتار ساختم ( قرآن مجید ) .

ناسپاسی در مقابل نعمتهای خداوند ، و کفر و ستیز ، دنیایی پر آشوب و پر از شرکی را بوجود آورده بود . تا اراده خداوند بر این می شود که برای رهایی بندگانش از تباهی ، انسانهایی شایسته و شریف و دانشمند ، شجاع و با عدالت ، از میان خود آنها مبعوث می فرمایند . و رسالتی سنگین بعهده این برگزیدگان ، برای راهنمایی و هدایت مخلوق خود می گذارند .

( در میان آنان رسولانی از خودشان فرستادیم که ( خدا را بپرستید ) جز او معبودی برای شما نیست ، آیا ( با این همه از شرک و بت پرستی ) پرهیز نمی کنید ( مومنون – 32 ) .

این انبیا الوالعزم در ابتدای راه و در ادامه رسالتشان ، همواره با مخالفت سران شرک و کفر که منافع خود را در حفظ افکار گناه آلود و پرستش بت های خود می دانستند ، مواجه بودند . و در نهایت دشمنی کینه توزانه ی بت پرستان و مشرکین به جایی می رسید ، که بعضی از انبیا و پیروانشان به قتل می رسند .

ایرانیان همواره به خاطر یکتاپرستی مردمانش مورد توجه و عنایت و لطف باریتعالی قرار گرفته و به همین سبب ( داشتن بینش ) کشوری قدرتمند در زمان های مختلف بوده . سابقه ی پرستش خدای واحد و روشهای انسانی ایرانیان ، در طول تاریخ همانند چشمه ی زلال و جوشانی بوده که نهرهای زیادی از آن سرچشمه گرفته اند . لذا بسیاری از آیین های دیگر از این موخذ و منبع بسیار غنی یکتاپرستی ، بهره های فراوان برده اند . آنچه که ثابت شده و بسیاری مورخین تاریخی و دینی به آن معترفند ، مسائلی مانند حلال ، حرام ، دوزخ ، بهشت ، روز رستاخیز ، اعمال شر و خیر ، عبادت و نیایش و ... از آیین های ایرانی به سایر مکتب ها رفته است .

« فون گان » خاورشناس آلمانی قرن حاضر و مترجم تورات و مفسر سرشناس عهد عتیق در کتاب تخصصی خود می نویسد ، نه تنها اعتقاد به رستاخیز ، بلکه بقا روح و دوزخی یا بهشتی بودن آن در دین یهود ریشه در آیین ایرانی دارد .

هر کدام از ادیان ( توحیدی ) که پیروانشان مورد ظلم و ستم قرار می گرفتند ، و یا اینکه بعد از پیامبرانشان به علت بی کفایتی حاکمان ظالم زمان خود ، در پیچ زوال و یا ناتوان از اداره ی سرزمین های خود می شدند . این سرزمین ایران بوده که آغوش خود را برای پذیرش و حمایت از آنها باز می کرده ، و یا اندیشمندان و سیاستمداران و مفاخر ایرانی بوده ، که آنها را هدایت کرده اند .

داستان قوم یهود ، و ظهور حضرت موسی (ع) پس از وحی به ایشان و خارج کردن قوم بنی اسراییل از سرزمین مصر ، و مشقت های این پیامبر الهی و ناسپاسی های قومش را همه می دانیم .

پس از دوران حکومت پیامبران یهود و در پایان حکومت سلیمان (ع) ، دوران شاهان کوچک بر قوم یهود که هشتاد تن بودند فرا می رسد . و در اواخر این دوران به علت هرج و مرج در سرزمین اسراییل ( اورشلیم ) ، در اواخر سده ی پنجم قبل از میلاد ، منجر به سقوط موطن یهودیان بدست بُخت النصر امپراطور پر قدرت بابل ( آشور ) می شود . که در این سقوط معبد سلیمان و سایر مکان های مقدس اورشلیم ویران ، اموال آنها غارت و پس از قتل و کشتار فراوان ، مابقی را به اسارت به بابل می برند . شصت الی هفتاد سال بعد از این واقعه 520 ق – م بابل به دست پادشاه ایران ، کوروش کبیر فتح ، و این شاه پس از بازدید از بابل ، و مشاهده ی اوضاع اسراء یهودی  دستور می دهد که در صورت تمایل به وطن خود بازگردند . که مورد استقبال قرار می گیرد  و به دستور کوروش تمامی هزینه های بازگشت و ساخت معبد سلیمان و سایر مکان های مقدس از خزانه ی شاهی ایران پرداخت می شود . و یهودیت را تقریباً از خطر بنیادی نجات می دهد .

یهودیان در بازگشت به موطن خود ، تحت تاثیر اندیشه و رفتار و شخصیت ایرانیان قرار می گیرند .

به خصوص در دوران حکومت دویست و اندی سال هخامنشیان بر آنها و فلسطینی ها .

در این مورد ال – اچ – میلس می نویسد ، اهالی اورشلیم آن زمان پیش از آن که خود را یهودی بدانند ، ایرانی می شمردند  ضمن اینکه بسیار تحت تاثیر فرهنگ ایرانی قرار می گیرند .

اشعیاء نبی ، کوروش ایرانی را مسیح و شبان یهود ( خداوند ) خوانده ، در کتاب های تورات ( توضیح تعداد پنج جلد از تورات ها در عهد عتیق توسط پیامبران یهود و مابقی تورات ها پادشاهان سلسله ی بزرگ و بعد از وفات موسی (ع) نوشته شده اند ) .

ایران و پادشاهان و شهرهای آن جای مهمی در ( تورات ) دارند . از کوروش 27 بار – از داریوش 11 بار – از خشایار 21 بار – از پارس 35 بار – از ماد 33 بار – از شوش 4 مرتبه – 20 بار از تخت جمشید و یکبار از ری نامبرده شده .

از قوم یهود درباره ایران و مردمان آن آورده اند ، که هر چند ما ( ملت یهود ) بندگانی بیش نیستیم ولی خدای ما در این بندگی ما را ترک نکرده ، زیرا سایه ی بزرگوار پادشاهان پارس را بر سرمان گسترده است . ( کتاب عزرا – باب نهم – 5 ) .

کوروش را به صورت یک نمونه منحصر به فرد در تمام تورات ( مسیح خداوند ) و آزادی بخش بزرگ و کمر بسته ی خداوند لقب داده اند .

سخن را از نفوذ و کلام و حمایت آیین های ایرانی بر یهودیت به پایان می رسانیم با اینکه مطالب دیگری را میتوان یاد آوری کرد . اما در حوصله ی این بحث نمی باشد .

آیین مسیحیت

تولد حضرت مسیح (ع) را در زمان حکومت 500 ساله ی اشکانیان و در عهد سلطنت اشک پانزدهم ( فرهاد ک . یا فرهاد پنجم ) نوشته اند . یک قرن قبل از تولد حضرتش ، دین میترایی ( مهر ) ایرانیان  نفوذ فوق العاده ای در شرق و غرب عالم آنروز نموده بود . به جهت فلسفه اش که قبلا گفته شده مورد توجه بسیار زیادی قرار می گیرد . و پیشرفت شگرفی از جمله در بین رومیان می نماید . تا دو سه قرن بعد از عیسی (ع) نیز گسترش این آیین ادامه داشته ، عیسی (ع) خود اصالتاً یهودی بوده ، پس از آنکه اصلاحات عمیقی نسبت به دین یهود ارائه می کند . ( در آیین ( مسیحیت ) قوانین و احکام بسیار ملایم تر و آسانتر نشان داده می شود ) .

از جمله روز رستاخیز دادن پاداشت در آن روز به نیکوکاران ، و جهنم و پاداشت ( بد ) به گناهکاران همچنین خدایی مهربان تر و رئوف تر و بخشنده و با گذشت نسبت به یهودیت معرفی می کند . در انجیل کتاب مقدس مسیحیان ، رفتار و کردار این آیین جدید با مردم بسیار صمیمی و ساده تر از برخورد کاهنان و دستورات تورات های یهود است . و همچنین بخشش و عفو  و مهربانی و ... در آن زیاد آمده . در مسیحیت رابطه پیروان با خداوند بدون واسطه انجام می گیرد . در صورتی که کاهنان یهود خود را واسط پیروانشان با آفریدگار قرار می دادند به همین سبب به سرعت طرفداران این دین جدید رو به گسترش جغرافیایی و ازدیاد جمعیتی می گذارند . نوآوری های عیسی (ع) را یهودیان پر قدرت آن زمان بدعتی کفر آمیز در مقابل دین خود می دانستند که به شدت با آن برخورد می کردند . در زمان حیات و پیامبری عیسی (ع) حکومت منطقه ی اسرائیل ( فعلی ) تا آفریقا و نیمی از اروپا با رومیان بود . رومیان نیز خود را از پیشرفت مسیحیت در خطر می دیدند .

لذا همراه با یهودیان قدرتمند دستور محاکمه و قتل ایشان را با تعدادی از همکیشانش را صادر کردند .

( اهل انجیل = ( پیروان مسیح ) نیز باید به آنچه که خداوند در آن نازل کرده حکم کنند فاسقند ( قرآن مجید ) .( مائده – 46 )

بعد از مرگ مسیح (ع) پیروان او نیز مورد ظلم و ستم قرار می گرفتند تا جایی که گروه گروه به سرزمین پر قدرت ایران پناه می بردند . و ایران به محل امنی برای مسیحیان تحت فشار و ستم تبدیل می شود . با روی کار آمدن امپراطوری به نام کنستانتین ( قسطنتین ) ، مذهب مسیحیت در روم به رسمیت شناخته می شود . و به همین سبب آرامشی به پیروان این دین دست می دهد . و اندک اندک ایران را ترک می کنند . این اتفاق در زمان حکومت شاپور دوم پادشاه قدرتمند ساسانی رخ می دهد ( به رسمیت شناختن مسیحیت ) . در قرن چهارم بعد از میلاد  امپراطوری به نام یولیانوس در روم به سلطنت می رسد که پیرو آیین میترایی بوده و به شدت با مسیحیت مخالفت می ورزیده . و در رد این آیین رساله ای نیز نوشته بود . او با قصد تصرف ایران به کشور ما حمله می کند ، که در بازگشت کار مسیحیت را یکسره کند . اما در بین النهرین ( عراق ) شکست سختی از دلیر مردان ایرانی می خورد و کشته می شود . با مرگ این امپراطور مسیحیت از خطر بنیادی که آن را تهدید می کرد رها می یابد .

گیرشمن کارشناس معروف تاریخ باستان - درباره ی نقش جهانی ایرانیان در کتاب خود ( ایران از آغاز تا اسلام ) آورده ، در زمان ساسانیان نفوذ اندیشه های ایرانی به آن سوی مرزهای ایران در شرق و غرب گسترش یافت . اصل ثنویت ایرانی در آیین بودا نیز پذیرفته شد . کیش میترا ( مهر ) سراسر امپراطوری روم را فرا گرفت  و بعد نیز نقش درجه ی اول در شکل گیری مسیحیت ایفا کرد .

همچنین کلیسای نستوری ، کلیسای مسیحیت مورد قبول ایران بود که آیین مسیحی را به چین برد و چنین بود که اندیشه های مذهبی که عمیقا از ایران مایه گرفته بودند (یکتا پرستی ) از اقیانوس آرام در شرق تا اقیانوس اطلس در غرب گسترش یافت .

کتب تحقیقی دیگری که در این زمینه توسط کاردینال فرانتس کوئیک-  اسقف اعظم کلیسای کاتولیک اتریش و یکی از بزرگترین شخصیت های کنونی جهان مسیحیت تألیف شده ، حاوی بیش از یکصد اظهار نظر از محققان جهان غرب درباره ی تاثیر بنیادی آیین ایرانی است که مولف آن خود یکی از دانشمندان  طراز اول جهان کاتولیک می باشد .

هرگز دیده نشده که قوم ایرانی به جهت پذیرفتن آیین های الهی که در آن یکتا پرستی وجود داشته ، به سرزمین های دیگری کوچ کرده باشند . ( به جز عده ای از زرتشتیان که بعد از ورود اسلام به هندوستان رفتند و اکنون هم در آنجا با آیین خود زندگی می کنند). هرگز نه این قوم ( ایرانی ) مزدور بوده و نه در عهد کهن نیازمند اداره ی کشور خود توسط غیر ایرانی . همیشه به یکتا پرستی خود تکیه کرده و آن را به صورت اندیشه و تفکری ناب به دیگر ادیان و مردمان هدیه نموده .

پیغمبر ایرانی ( زرتشت ) می فرمایند : اگر نبود ، عرق وطن پرستی در بین مردمان جهان همه آرزو داشتند ایرانی باشند .

سخن را در مورد مسیحیت در همین جا کوتاه می کنم .

دین مبین اسلام

اسلام در سرزمینی و در میان مردمانی پا به عرصه ی وجود نهاد ، که قبل از آن هیچ پیشینه ای در خصوص فرهنگ تمدن و داشتن قوانین مدون که دال بر اداره ی جامعه ای باشد را نداشته اند .

حتی مکان ها و بناهای آنها فاقد یک فرم درست هندسی و اصولی بوده . از نظر اندیشه و سابقه ی تمدنی ، قبل از ظهور اسلام نیز عرب ( بیابان گرد ) در جاهلیت محض به سر برده ( توضیح : دوران قبل از اسلام را در عربستان دوران جاهلیت می نامند ) به نظر اینجانب ( شلید عدم وجود روان رود ها و پوشش مناسب گیاهی و گرمای شدید باعث به وجود نیامدن مدنیت در صحرای خشک و سوزان عرب بوده  . چون اکثر تمدن های بزرگ در کنار رودها  و دشت های پر آب و علف اتفاق افتاده )

گذشته از عدم وجود یک سرزمین مناسب و حاصلخیز مردم آن نیز حال و هوای اندیشیدن و تفکر در جستجو خالق خود نداشته اند . حتی از وجود ادیان ابراهیمی ،و تمدن و آئین های ایرانی در اطراف خود استفاده نکرده بودند. بهترن انسان ها کسانی هستند که علم دیگران را به دانش خود بیفزاید ...

پیامبر اکرم(ص) . و این قوم از این صفت نیکو کاملا به دور.

 به جای خداوند یکتا ، از دست ساز خود ، از جنس – گِل- چوب- سنگ خدایانی برای خود بنام بت می ساختند و می پرستیدند . و هر ساله به  بپای آنها قربانی ها و مراسم ویژه ای انجام می دادند. عدم بینش در نزد این قوم به حدی بوده که اقدام به زنده به گور کردن دختران خود  می کردند و و داشتن دختر را ننگ می دانستند ، اما به یک مجسمه گلی افتخاری بسی بزرگ می نمودند.

یعنی آنها که فرزندان خود را از روی جهل و نادانی کشتند ، گرفتار خسران شدند، (زیرا) آنچه را خدا به آنها روزی داده بود ، بر خود تحریم کردند . وبر خدا افترا بستند ، آنها گمراه شدند ( هرگز) هدایت نیافته بودند.( سوره انعام آیه 140)

در چنین سرزمین و در میان چنان مردمانی اراده باریتعالی براین می شود که از میان خود آنها و از طایفه خودشان ، انسانی کامل ، مدیر- با عدالت و توانا برای هدایت مردمانش برگزیند. و آن برگزیده که آخرین آنها نیز می باشد کسی نیست . جز خاتم انبیا محمد رسول الله (ص) رسالتی و مسئولیتی بس سنگین به دوش این آخرین برگزیده از سوی باریتعالی نهاده می شود.

آیه های وحی شده از جانب  خداوند به پیامبرش تماما دعوت بندگان به یکتا پرستی – تقوا- محبت – مهربانی – گذشت – زندگی- اقتصاد – نبرد –زناشوئی – تجارت-  دعا-ازدواج حتی شیر دادن و مهریه زنان و احترام به پدر و مادر و پرهیز از آنچه باعث خشم خداوند می شود مانند آزار- اذیت – فتنه – فساد – ظلم وستم – غرور – ربا - آدم کشی – ترور و آنچه شیطانی و گمراه کننده باشد. (سوره های  بقره و آل عمران و ...) فراوان آمده است

در آیات وحی شده در قرآن مجید  واقعیت های شگفت انگیزی مشاهده می شود ، که انسان را به تفکر وا می دارد و در این خصوص یک پژوهشگر قرآنی بنام دکتر طریق السواران) آیاتی را در قرزآن پیدا کرده که اشاره به موضوعات مهمی است که برابر با موضاعات دیگری است

مثلا در قرآن 24 مرتبه از مرد و 24 مرتبه از زن صحبت شده که برابری مرد و زن را نشان می دهد.

یا دنیا – 115 ،آخرت- 115

 (ملائک 88 مرتبه ) (شیطان 88) (زندگی 145) (مرگ 145) سود(50) زیان(50) ملت( "مردم50") پیامبران (50) (ابلیس -11 پناه جستن از شر ابلیس  11)(مصیبت 75- شُکر75) صدقه(73-رضایت73) ( جادو 60- فتنه60)فریب خوردگان17-مردگان 17) (زکات 32- برکت32) (ذهن "اندیشه"49- نور49)(آرزو 8 – ترس 8)(سختی114-صبر114) (منبع صلوات الله علیه 42-شریعت "آموزه های محمد (ص) 42)

از سفیر سیمرغ- در پیام نمای شبکه دو سیما ( 25/7/94)

این آیات از سوی کسی نازل شده که زمین و آسمان های بلند را آفریده( طه-4 )

پس از وفات حضرت  محمد (ص) و در زمان چهار خلیفه تا حدودی روش ایشان انجام می پذیرفت . به خصوص در زمان کوتاه خلافت امام علی (ع) که می رفت یکبار دیگر سنت محمدی (ص) اجرا شود که با قضاوت عمرو عاص _ حیله گر و شیاد با ابوموسی اشعری ساده لوح و بی فکر ، آنچه که نمی بایست انجام گیرد انجام گرفت و حسرت عدالت ، برادری ، برابری که شعار  اولیه مسلمانان بوده  بر دلها ماند.

پس از شهادت ناجوان مردانه امیر المونین (ع) معاویه پسر ابوسفیان پایه گذار حکومتی یکصد و اندی ساله که به امویان شهرت یافتند . این خاندان نه تنها شعائر و هدف اولیه اسلام را در پهنه کشورهای  فتح شده و تازه مسامان اجرا نکردند ، بلکه بوجود آورنده اولین حکومت بودند که خودی و غیر خودی را کلید زدند. و ایرانیان عاشق خاندان نبوت را (موالی ) یعنی غیر خودی خواندند. با این حال همیشه به ایرانیان نیاز داشتند ،همانگونه که عبدالمطلب مروان می گوید، قرن ها ایرانیان حکومت کرده اند آنها حتی یک روز به ما نیاز نداشتند  اما یک قرن است که بر آنها حکومت می کنیم و هر روز به آنها نیازمندیم.

ورود به زندگی دنیوی و ساختن در بارهای پر زرق و برق با خدمه های فراوان و محافظین بسیار و پرداختن به عیش و نوش و فارغ شدن از حکومت به مسلمانان به خصوص در اواخر دوران امویان باعث نارضایتی مردم تقریبا در تمامی اقصا نقاط کشور های اسلامی شد ، که در نهایت توسط رادمرد ایرانی از خطه مرد پرور و دانشمند خیز خراسان بنام ابومسلم خراسانی  بنیاد آنها از ریشه کنده شد.

به علت عشق و ارادت مردم ایران به خاندان نبوت و اولاد علی (ع) ، و آنچه ناروا بر  این خانواده رفته بود فاتحین نبرد تصمیم گرفتند حکومت اسلامی را به یکی از عمو زاده های پیغمبر (ص) بسپارند و این قرعه بنام فرزندان عباس ابن عبدالمطلب زده شد، که پایه گذار حکومت 500 ساله عباسیان را برقرار نمودند.

خاندان اموی اگرچه از نظر حکومتی ریشه کن شدند اما متاسفانه افکار و رفتار آنها تا حدود زیادی به خلفای عباسی منتقل شد.

در یکصد سال اول حکومت عباسیان علاقه به ایرانی و سپردن امور بدست آنها وجود داشت، اما پس از روی کار آمدن معتصم بالله ، ایرانی کنار گذاشته شد و جای آنان را ترک ها گرفتند، اگر ایرانیان خلفای عباسی را پذیرفتند چون باور کرده بودند که آنها جانشین پیامبر هستند .رفته رفته عباسیان نیز پا جای پای امویان نهادند آنها نیز با زندگی زرق و برق دار و عیش و عشرت خود سلاطین کیان و قیصران روم را رو سفید کردند.

اما ایرانیان که شعار برادری ، برابری و عدالت و عشق به یکتا پرستی  که از ازل در نهادشان بود ،اسلام را پذیرفتند . و آنچه از هنر- علم – فلسفه – سیا ست – صنعت آموخته بودند ، در طبق اخلاص نهاده و به آنها چگونه حکومت کردن و چگونه زیستن را آموختند و اندک اندک خود را به حکومت و خلفای عرب تحمیل کردند. بعضی از آنها وزیر یعنی نفر دوم خلافت شدند همانند خاندان برامکه و یا فضل ابن سهل ذوالریاستین سرخسی . اما حسادت اعراب هرگز اجازه خودنما یی به ایرانی را نمی داد.

آیت الله مطهری فیلسوف و متفکر عالی مقام جهان تشیع در کتاب پر ارزش خود بنام (خدمت متقابل اسلام و ایران) می نویسد که سابقه تمدن ایرانیان به جهت اداره کشور شاهنشاهی از بحر الجزایر تا رود سند ، کار آسانی نبوده که ایرانیان بدان مفتخر بودند ، و این تعلیمات حکومت داری به سلسله پادشاهان بعدی وارد و ازآنجا نیز به کمک خلفای عباسی آمده.

ایشان در مورد هنر- صنعت سفال سازی - نساجی و اشیاء تزئینی – رنگ ها – فلسفه و طب ایرانیان می نویسد که ایرانیان دارای صاحب سبک و ابتکار و لیدر زمان خود بودند ، که آن را صادقانه به دنیای اسلام آن روز تقدیم کردند.

در کتاب  (دستی در هنر اسلام ) تالیف (دیمند) رئیس قسمت هنر خاور نزدیک در موزه متروپل چنین نقل می کند، که در زمان حضرت محمد (ص) عرب از خودش صنعتی نداشت و یا  اگر داشت ناچیز بود، بعد از فتح ایران و بین النهرین و مصربود که هنرهای این ممالک را اقتباس کردند. و همچنین (دیمند) می نویسد که هنر ساسانی مستقیما ادامه یافته و به هنر اسلامی منتهی شده و سنن هنری ایران همچنان در آن زمان مداومت داشت.

یک ملت را می توان با زور مطیع کرد، اما نمی توان با زور جهش و جنبش و عشق و ایمان  بوجودآورد، قلمرو زور و زر محدود است. شاهکارهای بشری تنها و تنها معلول  عشق و ایمان است، ایرانیان نسبت به اسلام مهربان بودند. هیچ ملتی نسبت به هیچ دینی این چنین خدمت نکرده اند. (آیت الله مطهری) حدیث- تفسیر- کلام- فلسفه- تصوف در اوایل شکل گیری اسلام توسط ایرانیان پایه گذاری شد . حوزه هایی در خیلی از شهر های پرجمعیت آن روز ایران در جهت پرورش علوم اسلامی تشکیل شده بود، از جمله در اصفهان – ری- نیشابور – بلخ – هرات- سمرقند و ... که تعداد بسیار زیادی عالِم تربیت نمود که محصول آنها علمایی شدند که در اقصاء نقاط و سرزمین های اسلامی ، مورد استفاده واقع گردید ند.

 جهانگشایان و پادشاهان و وزرای مسلمانی که همه  ایرانی  بودند در بسط و توسعه سرزمین های اسلامی نقش درجه اول و تعیین کننده ای داشتند.

مانند: برمکیان- نو بختیان- حکومت های طاهریان – سامانیان - آل بویه - غزنویان و شخصیت هایی مانند: خواجه نظام الملک طوسی - شیخ طوسی -  خواجه نصیرالدین طوسی - ابو علی سینا  - رازی- مولوی - سربداران و  خاندان دیگر که در نشر و تبلیغ و فتح کشور های جدید بنام اسلام کو شش های بسیار کردند . ورود اسلام به هند و چین و اندونزی توسط ایرانیان انجام گرفت.

پروفسور اسماعیل یعقوب ،رئیس دانشگاه  سور ابایلی اندونزی می نویسد که نام فارس که در حدیث شریف نبوی آمده ، و امروز ایران خوانده می شود، در میان ما مسلمانان اندونزی کاملا مشهور است، زیرا ما به خوبی می دانیم که دین اسلام به وسیله مبلغانی که از ایران  آمده اند وارد جزایر اندونزی شده. مبلغین ایرانی به اندونزی آمدند و آئین اسلام را در سرار کشور نشر دادند تا جایی که امروز آن کشور نزدیک دویست میلیون جمعیت دارد که 90% آن مسلمان هستند.

اگر سرداران و سربازان مسلمان ایرانی نبودند( که همواره خواهان شعائر صدر اسلام بودند) غیر ممکن بود که قوم عرب بتواند قیامی که در آذربایجان در قرن سوم به وسیله بابک خرم دین رهبری می شد، تلفاتی در حدود دویست و پنجاه هزار نفر که 4/3 آن از اعراب بودند سرکوب کنند. همچنین سایر قیام ها که به وسیله المقنع یا سناد یا استادیس که همگی اهل خراسان بزرگ بودند. ( آیت الله مطهری)

ایرانیان با تبلیغاتی که انجام می گرفت خلفا را جانشین پیغمبر (ص ) می پنداشتند ، و فتوای آنها را می پذیرفتند . عشق و ارادت به خاندان نبوت و اولاد علی (ع) همیشه در نزد مردمان این سرزمین بوده . به همین سبب بر مظلومیت و شهادت های این خاندان بیشتر مرصیه خوانده و گریسته اند  تا ظلم های متجاوزین طول تاریخ و حکام ظالم و نیاکانشان .

آنچه عرب جاهلیت را بر ایران آن روز پیروز نمود ، شمشیر آنها نبود ، بلکه بانک ملکوتی ( اشهد ان لا اله الله ) بود که ندای یکتا پرستی ) و پرستش خدایی بدون شریک را نوید می داد.

ور نه آنها از لشکریان یونانی با عقبه داشتن افلاطون ها – سقراط ها ... و یا جنگجوتر از مغولان و تیموریان نبوده اند،  اگر اندک مدتی در این سرزمین  ماندند در نهایت در فرهنگ و تمدن ایرانی که بُرنده تر از هر شمشیری بود آنچنان ذوب شدند که از آنها اثری باقی نماند.

پیشنهاد می کنتم آل سعود ، برایر آموزش نیرو های خود همه ساله تعدادی را همه ساله به مراسم تاسوعا و عاشورای ایران اعزام دارند مه در این مراسم عزیم حتی یک خون از دماغ هیچ کس ریخته نمیشود.

مایه ی افتخار است که پیامبر عظیم الشان اسلام می فرمایند : اگر علم در ثریا ( آسمانها ) باشد قوم ایرانی بدان دست پیدا خواهند کرد .خداوند – آب وخاک و مردم ما را از گزند حوادث و بدخواهان دور نگهدار . انشاالله.

 در پایان این مقاله را تقدیم به تمامی جان باختگان در منا  هموطنان و همشهریان عزیزم خصوصا همکار چند دهه ی خود جناب آقای حاج پرویز حبیبی. که رو حشان شاد باد.

حجت الله بهادری


نویسنده : حجت الله بهادری

برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید

مطالب مرتبط

نظرات شما

 

  • بخش نظرات تنها برای ارائه نظرات شما در رابطه با همین مطلب می باشد و نظرات متفرقه حذف خواهند شد.
  • لطفاً از نوشتن متن های تبلیغاتی و یا توهین آمیز خودداری فرمایید.
  • نظرات شما پس از تایید مدیریت وبسایت قابل نمایش خواهد بود لطفاً در ارسال نظرات صبرداشته باشید
  • قبل از ارسال نظرات خود قوانین سایت را مطالعه بفرمایید